اولین مائوری زن در W به نظر می رسد در مسیر شکستن حرفه ای

نوشته شده توسط Sandip G | ولینگتون | Published: February 19, 2020 1:11:31 am

Ruia موریسون رسید یک چهارم نهایی ویمبلدون در سال 1957.

Ruia موریسون به خاطر سکوت و سر و صدا در لندن زمانی که او اولین مائوری به فضل چمن ویمبلدون در سال 1957. “من تنها کمی گل اطلسی در پیاز پچ و سکوت خفه من,” او می گوید. در 83 صدای او creaks وجود دارد طولانی مکث بین کلمات و نوستالژی هوا قطره کوچک در گوشه ای در نیوزیلند. سکوت بود از زبان انگلیسی, جمعیت فرهنگی کنتراست از شاد دست کف زدن, Auckland طرفداران تنیس و سر و صدا بود و شلوغی در خیابان های انگلیسی, سرمایه گریه به دور از سر و صدایی که پر شده در خانه.

‘تنها کمی گل اطلسی” یک اصطلاح است که تا به حال نمایاندن از یک سال 1946 آهنگ مالیخولیایی با همان شعر است. Ruia لندن اقامت داشت به نوبه خود در اطراف به جای او آن را تبدیل به اطراف با شهامت و امید و مهارت و نگرش شاد است که دیده می شود او را بالاتر از نژاد و ادراک جنگ به یک زندگی کامل و گرامی زندگی است.”در اوکلند آنها را تشویق و کف زدن حتی زمانی که بازی در حال پیشرفت است. من می خواهم به تغذیه جمعیت را پشتیبانی می کند. در اینجا شما می توانید تنها با شنیدن صدای راکت بر روی توپ. پشت راکت ساخته شده هرگز به اندازه صدا به عنوان آنها را به این روز است. فقط یک صدای فش فش, و من به یاد داشته باشید هر کسی grunting,” او می گوید.

وجود دارد طولانی مکث بین کلمات اما Ruia حافظه روشن و با صدای بلند. لندن شگفت زده او را عمیقا که خاطرات هنوز تازه — ساختمان های زیبا و خیابان های دوست داشتنی کافه ها و گالری های هنری, تراموا و قطار اما شلوغی خیره شدن او. “من می بینم مردم به معنای واقعی کلمه در حال اجرا در خیابان. هر کس مشغول است. من فکر می کنم من دیدم بیشتر مردم در لندن که هفته نسبت به کل از زندگی من در اوکلند و Rotorua.”

Auckland بود که در آن او آموخته تنیس و Rotorua شد جایی که او به دنیا آمد و در حال حاضر ساکن.

بازگشت به چمن ویمبلدون آن زمان Ruia زمان کمی برای wow جمعیت هم با او بازی و جذابیت. جذابیت بیشتری نسبت به بازی او ادعا میکند: “بازی من رک و پوست کنده متوسط بود. من نه قدرتمند که می گویند سرنا (ویلیامز) و یا به عنوان برازنده به عنوان استفی (گراف) اما من می خواهم برای مبارزه با هر نقطه. من یک دختر کوچک. اما من زندگی من بر روی آن. اما پس از آن من همیشه خندان که آیا من از دست رفته و یا برنده یک نقطه. من خوش آمد می گوید جمعیت در سنتی مائوری راه است. من می خواستم به آنها را درگیر در بازی من,” او می گوید.

اما دیک Garrat او شرح حال و رئیس جمهور از Rotorua, انجمن تنیس متفاوت است. “او تا به حال همه از دور بازی. فورهند او بود رعد و برق سریع آن را منفجر کردن چمن و او تا به حال فوق العاده در خدمت. دادگاه در آن زمان بودند سریع تر بیش از حد. او بازی را برنده بسیاری از مسابقات در عصر کنونی بیش از حد” او می گوید.

Ruia قدم به یک چهارم نهایی که در آن او تصادفا به آمریکا بتی پرات. پس از آن جهان هیچ 4. اما نه بدون مبارزه در مجموعه دوم که پرات برنده 11-9. “من ساخته شده بسیاری از اشتباهات اساسی اما بعد از بازی او آمد و به من گفت:” با تشکر از شما برای اجازه دادن به من نفع خود.’ من در اشک بود. من بدیهی است که ویران در از دست دادن اما مهمتر از همه من افتخار می کنم به وجود به عنوان یک سفیر از کشور و مائوری جامعه است. من اجازه نمی یا پایین,” او می گوید.

سه سفر به ویمبلدون نمی عملکرد بهتر نتیجه اما چگونه او رسیده است بیشتر داستان جذاب است. وجود دارد دو با مانع: پول و نژاد. با وجود برنده شدن در تاریخ و عناوین او هرگز یک بلیط به قهرمانی ملی برندگان که کردم گرند اسلم بلیط. “من همیشه حذف شده با استناد به برخی از دلیل و یا دیگر. هنگامی که آنها حتی ادعا کرد که من مجروح شد. من نبود. من می دانستم که این مفهوم. آن را فقط به من انگیزه بیشتر برای مبارزه و کسب حقوق” Ruia می گوید.

اما در سال 1956 یک زن و شوهر از Auckland-بر اساس مربیان اعتراض او را طرد و متقاعد انتخاب را انتخاب کنید او را برای قهرمانی ملی. جالب اینجاست که او برداشت و پا آسیب, اما بازی با آن را برای برنده شدن در مسابقات و کسب او ویمبلدون ورود. “پس از من به دست آورد قهرمانی, من عصبی شد و شروع به توسعه و سرد ، چگونه می توانم بازی در آن مرحله است؟”

گروههای موسیقی مطرح شده به بودجه

یکی دیگر از نگرانی بزرگتر شد سرمایه گذاری. بودجه از نیوزیلند انجمن تنیس ناچیز بود و او نمی حامیان مالی. “که حامی یک کمی کوچک مائوری دختر ؟” او می پرسد. اما پس از آن برخی از او به خوبی wishers از جمله مربی او هنی Waititi, یک معلم جوان در خیابان Stephen مدرسه در اوکلند و محلی و تنیس داوری تصمیم به صندوق-افزایش سفر خود را از طریق یک کنسرت مائوری گروههای موسیقی از سراسر کشور است. “حمایت قاطع بود. صدها نفر از آنها معلوم شد” او recollects.

آنها به او کمک کرد افزایش حدود 3000 دلار نیوزیلند رسیده بود و او در راه خود را به لندن. “این اولین بار من تا به حال دیدم یک هواپیما اجازه دهید به تنهایی سفر ، من حتی نمی دانند که هر کسی (از جامعه) که تا به حال شده است در یک پرواز. من تا به حال به ترتیب گذرنامه بیش از حد. و فکر یک دختر کوچک در یک شهر بزرگ نگران من” او به یاد خنده کردن با صدای بلند.

سپس او می رود فلسفی: “سرنوشت عجیب و غریب است. آن را به شما طول می کشد به مکان شما هرگز تصور است. من تا به حال هرگز فکر رفتن به خارج Rotorua. حتی Auckland.”

اولین پیچ و تاب و از سرنوشت او بود پدر نشست غنی بانوی سفید به نام خانم موبری که تعطیلات در Rotorua, ماجراجویی مقصد توریستی. در گفتگو گاه به گاه او به او گفت که دخترش دوست game, تنیس. “ما تا به حال قوی تنیس فرهنگ است. من نمی دانم که چگونه ما آن را کردم اما در آنجا استفاده می شود به درون شهر مسابقات در میان Maoris. و من در آن خوب است. من هم به کشیدن آن را در اطراف با پدر من با فرسوده توپ تنیس و خانه ساخته چوبی راکت که بسیار سنگین است. از آنجایی که من بود جوان ترین و در خانه من نیست که کارهای زیادی در خانه یا” Ruia به یاد می آورد.

بنابراین این بانوی او را دعوت به یک مسابقه و جوان موریسون او را تحت تاثیر قرار. “او مانند” چرا شما بیا به Auckland? من ثبت نام شما در یک باشگاه که در آن شما آموزش مناسب.’ من ترسیده بود و گفت: من نمی رفتن. من هرگز از Rotorua. هیچ کس در محل ما بود,” او می گوید.

اما متقاعد توسط پدرش او بسته بندی کیسه های خود برای, Auckland. به طور طبیعی ورزشی و نرمش های او ساخته شده است یک لحظه تصور در عدن-سولفات باشگاه تنیس. و از آنجا که او تا به حال هیچ چیز دیگری برای انجام این کار او به پایان رسید تا بازی تنیس تمام وقت.

“من حتی بازی برابر پسران و مردان است. من می خواهم از دست دادن مقدار زیادی از بازی ها اما من سخت تر بازیکن,” او می گوید. آن او ملاقات وجود دارد Waititi, یک, معلم, داوری و مائوری فعال که معلوم شد او در پدرخوانده است. او به ملکه ویکتوریا مدرسه برای مائوری و ترتیبات ساخته شده برای رایگان تحصیل. او ارائه شده خود را با راکت و دیگر تجهیزات. “او در زمان مراقبت از من مثل یک برادر به من متقاعد شده است که من تا به حال بالقوه برای پیروزی در مسابقات قهرمانی ملی و به من گفت که به نگرانی در مورد پول برای آموزش و رفتن به مسابقات” او recollects. جهان او را حتی بدون تحقق شروع محوریت تنیس.

ضرب و شتم دادگاه بزرگ

در سال 1960 نیوزیلند قهرمانی ملی تبدیل شد نیوزیلند باز است. وجود تبلیغات درایو و بازیکنان معروف از خارج از کشور دعوت شدند برای اولین بار. بزرگترین در میان آنها مارگارت دادگاه که به تازگی منفجر شده بر روی مدار با استرالیا, پیروزی. شرط وجود Morrison-دادگاه نهایی است. دادگاه بود 18 و موریسون 24. “ساخت دیوانه شد و همانطور که انتظار می رود هر دوی ما نهایی رسیده. آن را نمی خواهد دریافت بزرگتر از یک کیوی-تالار نهایی است.”

موریسون آنقدر شیفته دادگاه بازی که او یخ زده ایستاده بود برای اولین بار 15 دقیقه از بازی. سپس او بیدار شد به پر سر و صدا صدای claps. “من نمی توانم کشورم را” او زمزمه به خودش. در آینده ساعت و نیم او شاید بهترین بازی که تا به حال ضرب و شتم در دادگاه مجموعه های مستقیم. “من احساس می کردم در خلسه,” او می گوید. اما آن را نیز شروع یک گرم دوستی.

پس از آن خود را حرفه ای کاهش یافت. او ادامه داد: او هژمونی در نیوزیلند باز بود اما هرگز همان دوباره. در 32 او بازنشسته شد و پس از آن او تصمیم گرفت تا شروع به تدریس در یک مدرسه محلی. “من چند پیشنهاد برای شروع یک آکادمی یا فراموش مربیگری. اما یک بار در زندگی حرفه ای من بود, من نمی خواهم به ادامه بازی. من فکر کردم من را به خانه برگشت و عبور دانش من به بچه ها در Rotorua,” او منعکس کننده.

اما هر زمان که نوستالژی چنگال او احساس می کند دست خود را از طریق چوبی قدیمی راکت او preciously حفظ از دیدار مقابل پرات. و سپس او را دوباره احساس تنهایی کمی گل اطلسی در پیاز پچ. منتقل کنید به یک جهان زیبا از کافه ها و خیابان ها و گالری های هنری بکر سبز دادگاه.

📣 هند اکسپرس در حال حاضر در تلگرام. اینجا را کلیک کنید برای پیوستن به کانال ما (@indianexpress) و اقامت به روز شده با آخرین اخبار در

برای همه آخرین اخبار ورزشی, دانلود, Indian Express نرم افزار.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>